دریا

کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت
دریا دزد کفشهای من
مردی که... ازدریاماهی گرفته بود ،روی ماسه ها نوشت
دریا سخاوتمندترین سفره هستی
موج آمد و جملات را با خود شست .....
...تنها برای من این پیام را گذاشت که
برداشتهای دیگران در مورد خودت را ،در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی.

/ 1 نظر / 7 بازدید
سحر

سلام روز بخير مهربون..به كلبه قشنگت سرزدم و لذت بردم.دوست دارم بازم بهت سربزنم .راستي دوست داشتي با قدمهاي گرم وصميمي ات به كلبه منم صفا بده تازه آپ كردم. راستي يادت نره لینک قشنگ مستند مرگ مردیخی را گذاشتم بالای وبلاگم پیشنهاد میدم حتما ببینی ديدنش خالي از لطف نيست....اميدوارم روز قشنگي داشته باشي روز خوش [بغل][گل][بغل]